علیعلی، تا این لحظه: 18 سال و 5 ماه سن داره

نی نی های ناز من وبابایی

من و علی

امروز تصمیم گرفتم یکم با علی باشم. برای همینم آیدا و باباش که خوابیدن من و علی با هم رفتیم فیزیو تراپی. از همون ابتدا شروع کرد ب سئوال پرسیدن: 1.مامان اون که مثل فرمون کشتیه چیه؟ 2.اون که آویزونه 2تا ازون سفیدا داره چیه؟ 3.اون عکس گردن چرا اینجوریه؟(ستون فقرات و ماهیچه گردن) 4.مامان ای دستگاه چرا با اون پایینی فرق داره(دستگاه فیزیوتراپی)ودهها سوال دیگه.قربونش برم بلا شده... بعدش با هم رفتیم خیابون که من لباسی که دیروز گرفته بودم عوض کنیم.که خانوم...حالمو گرفت.چون یه ارزونترشو برداشتم بقیه پولمو نداد گفت بعدا بیا یه چیز دیگه ببر.خیلی نفهم بود.دیروز اینو نگفت. بعد رفتیم دباغپور که علی یکم پله برقی سوار شه (همونجایی که پارسال با...
9 بهمن 1392

آیدا وغذا

امروز 9بهمن ماهه فردا آیدا 6ماهش پر میشه و واکسن داره. چند روزه هوا عالیه.بهاری بهاری یاد پارسال همین موقع که ایدا خانوم اولین تکوناشو شروع کرده بود و ویارو تهوعم کمتر شده بود یاد نقشینه و بروبچه هاش و سیاه قلماش.... دیگه خریدای عیدو شروع کردم علی فقط شلوار لی ش مونده.ایدا هم تقریبا خریداش کامله فقط اکه پیدا کنم یه شلوار بیرونی راحت میخواد.بابا یه کت میخواد.منمیکم لباس تو خونه اگه به دلم پیدا کنم میخرم.بعدشم خرید آجیل وشیرینی.البته پارسال بقول محبوبه 28 اسفند رفتیم خراسان28فروردین برگشتیم همه شیرینی وآجیلم خودمون خوردیم... وای اسم خونه تکونی میاد تن و بدنم میلرزه با این فسقلیا.به عبد پیشنهاد دادم خونه رو عوض کنیم گفت نمیشه.گفتم اسباب ک...
9 بهمن 1392
1